محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1042

مرآة البلدان ( فارسى )

ذكر كات از شهرهاى خوارزم و از قلاع خمسهء آن بوده . سابقا آبادى تمام داشته اكنون حد وسط است . مهتر يعقوب پسر مهتر يوسف وزير خوانين خيوق از آنجا است . محمد رحيم خان در آنجا عمارتها نموده . زمخشر قريه و قلعه‌اى بوده در قديم‌آباد . فاضل زمخشرى از اين قريه مىباشد . قنقرات شهرى و قلعه‌اى است از بلاد خوارزم و طايفهء قنقرات از طوايف ازبك در آنجا سكنى دارند و اصل خوانين خيوه از ازبكيهء قنقرات بوده و طايفهء قيات نيز در آنجا سكونت دارند . حكيم آتا نام محلى است بر لب رود جيحون كه حكيم درآن مدفون شده و او از مشايخ ترك و متعلقين سلسلهء نقشبنديه بوده است . بارى ولايت خوارزم و قراى آن اغلب بر لب رود جيحون واقع شده . تا لب جيحون سه فرسخ چهار فرسخ كمابيش فاصله است و حكيم آتا انتهاى آبادى خوارزم است . بحيرهء جند خوارزم دور آن يك صد فرسخ و قطرش سى و دو فرسخ و جيحون و خوارزم و سيحون چاچ و فرغانه دراين بحيره مىريزد . در ذكر خوانين خيوه بعد از نادرشاه ، هرج‌ومرج در اوضاع سلطنت اغلب سلاطين روى داد . تركمانيهء يموت دست استيلا بر بقاع و قلاع خوارزم بگشادند و مدتى براين منوال بود تا از اولاد مغول طايفه ازبك كه در قنقرات سكنى داشتند لواى حكمرانى برافراشتند . اول آنها التذر بن عوض ايناق بن محمد امين ايناق بن فاضل ايناق قنقرات بن ابو الغازى بن اسفنديار بن عرب محمد سلطان معاصر صفويه ابن حاجم خان بن يونس خان كه از جانب صفويه به حكومت خراسان رسيده‌اند و سلسلهء ايشان متجدد گشته پنج نفر بوده‌اند : اول التذر خان در هزار و دويست و يازده در قنقرات خروج كرد و طايفهء يموت را از گرگانج و خوارزم بيرون نمود و در هزار و دويست و سيزده بر مسند خانى نشست و مدت ملكش دو سال بود .